به نام خدا

نقدفا – وقتی فیلم دعوت حاتمی کیا را دیدم با خودم گفتم ، ابراهیم حاتمی کیا تمام شد و بعدتر وقتی از گزارش یک جشن شنیدم دیگر از او نا امید شدم. البته حاتمی کیا خودش این فیلم ها را در کارنامه اش در جای درست خودش می داند و مشکلی با آنها ظاهرا که ندارد.

اما چ. این فیلم سطح بسیار بالای فنی دارد و کاملا هم مدیون کارگردانی ابراهیم حاتمی کیاست. از آن پلان های اول که فیلمبرداری خاص فیلم را دیدم پی بردم که به جز فیلمبردار خوب پشت این قابهای زیبا یک کارگردان باهوش و سینمادان نشسته نه فقط فیلمبردار.

جلوه های ویژه رایانه ای هم به خوبی از آب در آمده گرچه گاهی از کیفیت برترش پایین آمده و کمی متوسط شده. صداگذاری ، اشکالات کوچکی که در جلوه های ویژه وجود دارد را پر کرده است. صداگذاری خیلی دقیق و خوب انجام شده توجه مناسب و شاید زیاد به صداهایی که بعدا اضافه شده کمک شایانی به بخش های دیگر فیلم کرده است.

فیلمنامه با توجه به این تحقیق کوتاهی هم کردم ، فیلمنامه ای است که فقط از امثال این کارگردان باهوش بر می آید که اینقدر ذوق داشته باشد و از تمام زندگی جذاب و پر فراز و نشیب زندگی شهید چمران این بخش را انتخاب کند. من کمی وسواس دارم در روند و ریتم فیلم از نظر من باید فیلم ها ریتم سریعتری داشته باشند یعنی نباید گذاشت مخاطب لحظه ای از فیلم بیرون بپرد. سکوتهایی در فیلم است که در آمده سکوتهایی که به جاست و خودش حرفهای بسیاری را منتقل می کند. با اینکه گفتم ریتم تند را در اینگونه فیلمها می پسندم سکوتها را دوست داشتم چون جنسش از نوع آب بستن و کش دادن نبود بلکه حرفهایی می زد که برای خودش قابل توجه است.

بازی فریبرز عرب نیا شاهکار نیست ولی عالی است جاهایی به دلیل نقش خاصی که فیلمنامه برای او قائل بود کمرنگ می شد این کمرنگ شدن جاهایی به نظرم چمران را کمرنگ می کرد شاید کارگردان در این قصدی داشته شما عاشق چمران می شوی اما حاتمی کیا از قهرمان شدن چمران فرار کرده او نخواسته چمران قهرمان دست نیافتنی باشد بلکه خواسته اسطوره جنگ را نزدیک کند به آدمهایی که امروز فیلم را می بینند ولی من فکر می کنم چمران خیلی بزرگتر و عظیم تر از این ها بوده!

گریه آخر چمران در سکانس های پایانی فیلم را نفهمیدم به نظرم این انسانی که این قدر در طول فیلم یک شخصیت ثابت و جاافتاده ای دارد در این سکانس گریه کمی فاصله می گیرد از بقیه فیلم. ظرافتهایی مثل برداشتن گل از زمین در آن بحبوحه حوادث کار زیبایی بود زیرا شنیدم ام چمران خیلی لطیف بوده در عین اینکه بسیار شجاع و دلیر هم بوده.

من در این فیلم چمران دیدم ، اصغر وصالی دیدم اما بیشتر از همه ابراهیم حاتمی کیا را دیدم او خیلی پر رنگ است گویی خودش در سکانس هایی از فیلم حضور دارد نتوانستم هر چه کردم از یاد ببرم که ابراهیم حاتمی کیا پشت دوربین نیست.

کاش و دعا می کنم کاش ابراهیم ، ابراهیم بماند.

مرتضی حیدری

(منبع عکس : snn.ir)