بسم الله الرحمن الرحیم – نقد فا  – فیلم «راه آبی ابریشم» نکات مثبت و منفی ای دارد که اگر به آنها توجه شود و از این تجربه ی گرانبها برای آینده سینمای ایران استفاده شود، نتیجه بسیار مطلوبی میدهد.
 
این فیلم و بیشتر اتفاقاتش در دریا اتفاق میفتد. داخل دو کشتی ایرانی که برای داد و ستد میخواهند به چین بروند، آن هم برای اولین بار. با اتفاقاتی همراه هستیم که تا پایان متاسفانه گاهی روند آن درون فیلم کند میشود، آن طراوت و سرعتی که فیلم نیاز دارد تا بیننده پلک هم نزند، کم رنگ است.
 
پگاه آهنگرانی به عنوان زن که در هنر نماد سرزمین است، اصلا نقش خوبی در داستان ندارد همان چیزی را که در سینمای غرب به عنوان استفاده از زن و آرایش خاص برای جذب مخاطب به سینماست، در مورد این بازیگر صدق میکند. این همانجایی است که نبود یک فرم درست ملی و هالیوودی شدن آن هم از نوع بدش در مورد شخصیت زن اتفاق میفتد. زنی که چه در حالت خوب و چه در حالت بدش فقط مثل بسیاری از فیلمهای هالیوودی نقش یک ابزار را در دستان مرد دارد تا هر وقت مرد خواست برود و هیجاناتش را تخلیه کند. در حالی که نگاه به زن باید در سینمای ما به گونه ای باشد که زن را با تمام تأثیر خودش در روند تکامل مردش ببینیم و مرد از دامان او به معراج برسد. در کنار او باشد. هم خود رشد کند و هم مردش را رشد دهد. این اصلا به معنای تفکرات فمنیستی نیست، بلکه نگاه فاطمی داشتن به زن است که به جای صورت زیبا، سیرتش باید باشد که جذاب باشد وگرنه از باربی بالاتر نمیرود.
 
استفاده از زبان فارسی برای همه مردمی که در فیلم می بینیم کار پسندیده و درستی است. همان کاری که بارها در فیلمهای مختلفی در تاریخ سینما اتفاق افتاده و نتیجه خوبی داده. اصلا در روند طبیعی جلوه دادن مردمان مختلفی که در فیلم می بینیم خللی وارد نمیکند.
 
مسلمان بودن ناخدا سلیمان (داریوش ارجمند) خوب پرداخت نشده است. هنوز جای کار دارد. البته رفتار و خلق و خوی جوانمردی که کاملا از دینش می آید، قابل تقدیر است. بازی خوبی هم دارد.
 
ازدواج شازان بن یوسف (بهرام رادان) و ماهورا (پگاه آهنگرانی) در خلال سفر و رقصیدن دسته جمعی ملوانان ایرانی و البته زنان آن سرزمین (از آن صحنه هایی که نبودنش را آرزو کردم) نزدیک به شوخی است. آنچه در فیلم از این افراد می بینیم با این صحنه کمی جور نیست. ذهن را به جای دیگری می برد. مخصوصاً ناخدا سلیمان و نگاهی که به او پیدا شده است.
 
موسیقی فیلم قابل تقدیر است و البته تاثیر گذار است. از آن به جا و خوب استفاده شده است.
 
کمی باید به جلو برویم، کمی باید در این سینما خطر کنیم و مسایل بزرگتری را روبروی قهرمانانمان بگذاریم. بزرگتر شدن گره ها و سرعت گرفتن فیلم خیلی آن را جذاب تر میکرد. به جای دو ساعت می توانست فیلم کمتر بشود. اگر مثلا ۲۰ یا ۳۰ دقیقه از فیلم زده میشود سرعت چالشها و عبور از آنها جذاب تر میشد.
 
در سطح بین الملل می تواند تأثیرات مثبتی، با این نگاهی که غرب به مسلمانان و ایرانیان ایجاد کرده است، بگذارد. این فیلم می تواند، هر چند دیر و کم برای وجهه ایرانی کاری کند. البته اشکالات، مخصوصا آهنگرانی، آدمی را نگران میکند. شاید نگاهی که برای بیننده غیرایرانی پیدا میشود، نگاه درستی نباشد .
 
انصافاً بازی ها همه خوب هستند و قابل قبول ، قبول میکنی که این ها دریانورد هستند ، این ها تاجر هستند. بازی ها خوب است. جا داشت شخصیت ها شکل بگیرد. بیشتر در دل شخصیت ها پیش برویم؛ مثلا از گذشته ی آنها بیشتر بدانیم. به نظر میرسد قهرمان خوب شکل نمی گیرد شاید اصلا شکل نمی گیرد. در این گونه فیلم ها نیاز داریم قهرمان تعریف شود. اینقدر معمولی بودن آدم های فیلم، توی ذوق میزند.
 
نکات مثبت زیادی در فیلم هست. کلیاتی مثل اینکه در دریا هستیم و در خشکی نیستیم. این خود برای ما اتفاق بزرگی است یا اینکه انسانهایی جز خودمان درون فیلم می بینیم این خیلی خوب است.
 
در کل تجربه ی خوبی در سینمای قحطی زده ماست باز باید منتظر ماند و امیدوار بود. هنوز فرم مان را پیدا نکرده ایم و این دردآور است. چگونه میشود وقتی فرم نداشته باشیم جهانی شویم؟ حتی برای مخاطب داخل جذاب باشیم؟ کمی نیاز به مطالعه و کمی صبر و حوصله و تلاش و مجاهدت دارد تا فرم نداشته باشیم، به جایی نمی رسیم؛ اما این فیلم امیدوارمان کرد.
 

کارگردان : محمد رضا بزرگ نیا
بودجه : ۱۴ میلیارد تومان
. مرتضی حیدری