بسم الله الرحمن الرحیم

فیلم شلاق فیلمی است که نظر منتقدان بسیاری را به خود جلب کرده است. یک فیلم که سراسرش تلاش و کوشش برای رسیدن به یک هدف است در شرایط سختی که شاید خیلی از انسان ها تحملش را نداشته باشند. جدا از آنکه ، آن چه اندرو نیمن برای آن تلاش می کند چقدر چیز مهمی است یا چقدر اصلا ارزش دارد مخصوصا برای مخاطب ایرانی ، تلاش اندرو برای رسیدن به هدفش مثال زدنی است.

بازی میلس تلر در نقش اندرو نیمن ، بازی عادی نزدیک به خوب است. البته کارنامه این بازیگر فیلمهای شاخص و خاصی در خود ندارد و شاید این فیلم کلاس کاری و هنری او را بالا هم برده است.

بازی جی کی سیمونس در نقش ترنس فلچر، اما بسیار خوب است وی برای بازی در این نقش کاندیدای جایزه اسکار هم شده است. نقش کسی که در عین حال که خشن و مغرور است و در عین حال که بسیار محکم و نفوذ ناپذیر است اهداف لطیفی دارد و فقط برای رسیدن به اهدافش تلاش بسیار زیادی می کند. به نظر من جذاب شدن این فیلم فقط به خاطر بازی سیمونس است و بس.

بازیگران دیگر را نپسندیدم. بقیه گویی اصلا در فیلم نیستند. نه نیکول ، نه رایان و نه بقیه شخصیتها. پدر نیمن خیلی خوب از آب در آمده است با اینکه خیلی کم او را دیدیم اما می شد حضورش را درک کرد.

اینکه فیلم تمام تلاشش را روی خط اصلی داستان گذاشته ، جواب داده است این می توانست به فاجعه ای هم البته تبدیل شود. زیرا وقتی شما روی یک خط اصلی روی داستان تمرکز کنی و چیز دیگری نداشته باشی و آن خط جواب ندهد عملا کار فیلمت تمام است و اگر جواب بدهد مثل این فیلم برنده خواهی بود. برای همین است که بقیه مسایل فیلم کاملا در حاشیه و گوشه ای از کار هستند.

چقدر جای این گونه فیلمها در سینمای جهان کم است ، فیلمهایی که به مخاطبش این حس خوب تلاش کردن و نا امید نشدن را بدهد. فیلمهای امروزی معمولا در دام فساد ، ناامیدی و هیجانات لحظه ای گیر افتاده اند.

این مطلبی را که نیمن دنبال می کند البته در فرهنگی ارزشی ندارد اما تلاش او قابل تقدیر و یاد گرفتن است. فیلم تا هندی شدن فاصله کمی دارد یعنی گاهی شخصیت و سخت کوشی او کمی از انتظارات ما فراتر می رود اما مرز خود را حفظ می کند.

مهاجر ۲۱۳