بسم الله الرحمن الرحیم – نقد فا – سریع و آتشین انگار از اوشین هم میخواد طولانی تر بشه چون سکانس آخر تازه جیسون خان (به جای هالیوود باید کم کم بنویسیم جیسونوود) تشریف آوردن. این قسمت از اون قسمتها بود. هر کار خارق العاده و خالی بندی سینمایی که آمریکایی ها خوب بلدن واقعی جلوش بدن رو میشد توی این شماره دید.

اگر از بازیها بخوام بگم مثل همیشه “وین دیزل” رو باید ستود شاید چند نفر بیشتر تو دنیا نیستن که اینقدر نگاهشون حرف داره یکیش وین دیزله و اون یکی هم شک نکنید پرویز خان پرستویی خودمونه ، اینو جدی گفتم ها خواهشا بهش فکر کنید برای نمونه هم میتونید آژانس شیشه ای رو نگاه کنید. بقیه با اینکه تکرار نقش های قبلیشون بودن حداقل فیلم رو خراب نکرده بودن که نبوغ و نوآوری ای تو بازیشون نبود. “لوک ایونس” که نقش “شاو” رو بازی میکرد نقشش رو خوب بازی کرد بدین جهت که کلیشه نبود. یه نقش منفی ای دیدم که با بقیه فرق داره.

جلوه های ویژه دیگه داره به آخر خط میرسه.واقعا همه اتفاقاتی که توی این فیلم طراحی شده بود به جز چند تا پلان کوتاه که تابلو بود عالی و به قول فرنگیا پرفکت بود. اینکه جلوه های ویژه داره به آخر خط میرسه بمونه برای یه فیلم دیگه چون خیلی مفصله. انشالله یادم باشه میگم یعنی چی.

ff6 (2)

قبلا می گفتیم سینمای هند داره هالیوودی میشه الان باید بگیم سینمای هالیوود داره هندی میشه. دیالوگهای استفاده شده درون فیلم معلوم بود که کار شدست.(این قسمت نقد نیست : البته این مترجم ها که آخر هم نفهمدیدم کی هستن ؟ و از کجا پول میگیرن؟ کار به این گرونی رو انجام میدن.چون سه صفحه ترجمه میکنن هوار تومن میگیرن ، البته می ارزه هالییود خرج کنه برای اینکه پیام کثیفش رو به دنیا برسونه) بعضا واقعا جالب ترجمه میکنن یا عیسی مسیح رو یا قمر بنی هاشم ترجمه میکنن که مثلا به فرهنگمون بخوره. یکی نیست بگه مرد حسابی یا زن حسابی آخه کل فیلم فرهنگت رو له میکنه با این تغییر میخوای چی رو ثابت کنی یا چه منظوری داری ؟ کجایی عمو ؟) ادامه نقد :  گرچه فیلمنامه نویس و کارگردان خیلی تلاش کرده بودن این اتفاقات عجیب رو توجیه کنن ولی به نظر یه جاهایی واقعا دیگه نمیشد باور کرد. آخه انگری برد که نیست جونه انسانه. مثلا اون صحنه ای که  اون تانک که دوست دختر سابق آقای دیزل روی اون بود داشت پرت میشد پایین ایشون هم لطف فرمودند فرمون رو دادن طرف تانک و پریدن روی هوا دختره رو که سن خواهر پدر حقیر رو داره رو روی هوا گرفتن و روی شیشه ماشین فرود فرمودند. آخه مگه فوتبالیستاست ؟! ، مگه فیلمهای هنگ گنکیه جت لیه؟؟ خلاصه چندین از این سکانس ها داشتیم توی این فیلم.

ff6 (1)

از مسایلی که توی فیلم خیلی توی چشم میزد تبلیغات فوق العاده برای شیطان بزرگ و هم پیمان ها بود. انصافا یه تیزره چند دقیقه ای فوق العاده برای اون تانک لعنتی که مثل پنیر همه چیز و له میکرد و جلو میزفت کردن. فک کنم بعضی مردم دنیا یه کمی بترسن انصافا. البته این شامل من و شما نمیشه بچه شیعه جماعت ۸ سال با دنیا جنگیده الانم نماینده هامون دهنشون رو سرویس کردن. توجیه شکنجه گری و روش کثیفی که اینا دارن هم به نحو احسنت کار شده بود . شما در موقعیتی قرار میگرفتی که پیش خودت میگفتی معلومه منم بودم همین کار و میکردم راه دیگه ای نداره! ولی عزیزم راه دیگه ای داره. بگذریم.

یه نکته آموزشی هم بگم برای کسایی که میخوان سینما یاد بگیرن . یه نمایی داریم تو سینما بهش میگن نمای معرف مثلا قبل از اینکه وارد شرکت نقش اول فیلم بشیم یک نمایی از ساختمون می بینیم که معرف محل کاره قهرمانه. حالا این میتونه در مورد شهرها و جاهای مختلف استفاده بشه. توی این فیلم این کار رو خیلی خوب انجام داده بود. اکثر معرفی ها با نماهای چرخ بالی(هلی کوپتری – یکی نیست بگه این هم کلمه خارجکی استفاده کردی چرخ بالت چی بود) گرفته شده بود.

این فیلم بیشتر شده شبیه یک سریالی که سازنده هاش خوب میدونن دارن چیکار میکنن و این شخصیتها رو خیلی با دقت تا اینجا کشوندن و آوردن. کشتن ژاپنیه و نامزدش هم خیلی سفارش از بیرون بود. حالا که زنه مرده ، مرد رو هم بکشیم بیننده اذیت نشه. یعنی در این حد فیلم صنعتیه و معطوف به جذب مخاطب عمل میکنه.

 نکته آخر هم گریمه. امروز دیگه سعی میکنن توی برخی فیلمها برای نزدیک شدن به مردم اتفاقا بازیگران مرد گریم نشن.

مهاجر ۲۱۳