نقد سریال کلاه پهلوی

نقد فیلم و سریال

نقد سریال کلاه پهلوی

بسم الله الرحمن الرحیم – نقد فا –  کلاه پهلوی ، سریالی فاخر با کیفیت بالای بازیگری و سطح اول صدا و تصویر. اگر بخواهیم از لحاظ فنی و از جهات مختلف فنی به این سریال نگاهی داشته باشیم ، می توانیم نمره های خوبی به این سریال بدهیم.

مثلا در زمینه بازیگری ، امین حیایی به خوبی تحول شخصیتی کریم را به اجراء در آورده بود. کریم از یک نوکر تو سری خور تبدیل به یک  جنتلمن می شود. این تحول چه از جهت فیلمنامه و چه از جهت بازیگری و کارگردانی تقریبا می توان گفت بی نقص و باور پذیر اجراء شده بود. همین برای دیگر شخصیتها هم صدق می کند و به غیر از بعضی از آن ها که مثل  که در آخر سریال به ویدا تغییر نام داده بود که کمی غیر قابل باور بود زیرا او در آغاز فیلم کمی شیرین عقل می نمود و بعد به یک همچین خانمی تبدیل شد.

برخی از عناصر فیلم هم کاملا روتین و در چهارچوب یک سینمای کلاسیک و اتو کشیده ساخته شده بود. مثلا فیلمبرداری که کاملا کلاسیک و اتو کشیده بود! می توان گفت نوآوری خاصی در بیشتر عناصر فیلم دیده نمی شود اما همین که کارگردان و عموامل سازنده سریال توانسته اند در همین حالت بمانند و به لودگب در فیلمبرداری و … نیفتاده اند خودش موفقیتی محسوب می شود.

سریال کلاه پهلوی یک نکته بسیار مثبت و مهمی دارد و آن اینکه ضیاالدین دری توانسته است با قصه گویی و شخصیتهای خیالی که از دل قصه اش بیرون آورده است یک روایتی قابل باور و محسوس برای مخاطب تعریف کند. وی از قصه گویی و قدرت نهفته در آن استفاده کرده تا آنچه از تاریخ معاصر ایران در نظرش بوده را به مخاطب برساند. گاهی عمیق شدن در شخصیتهای می تواند هم جذاب شود و هم کمک کند به درک آنچه کارگردان می خواهد به ما بگوید. در برخی سریالهای تاریخی با تعریف کردن صرف تاریخ مخاطب خسته می شود و نمی تواند ارتبازی هم با وقایع تاریخی برقرار کند اما همه می توانند با شخصیتهای یک داستان و قصه ارتباط بگیرند و با تحولات آنان خود هم متحول شوند.

این سریال ایراداتی هم داشت . یک آنکه نقش روحانیت در آن کمرنگ بود البته اشارات زیادی به علما می شد ولی نقش روحانیون در سامان به عنوان نماد جامعه آن روز کمرنگ بود. حضور حاج به عنوان یک عالم روحانی هم چنگی به دل نمیرد زیرا حاجی لا آن عینک روشنفکریش و تیپهای نصفه نیمه اش که به روحانیت نمی خورد کمتر کسی را یاد روحانیون میانداخت.

دوم آن که لباسها و آرایش های زنان بعضا دیگر غیر عادی و غیر شذعی می شد با اینکه برای نشان دادن آن دسته از مردملن ۀن زمان نیاز است کمی آنان را با لباسها و رفتارهای خاص خودشان به تصویر بکشیم اما نه اینقدر که کار به جایی برسد صدا و سیما مجبور شود گاهی برخی صحنه ها را با زوم کردن تصویر سانسور کند.سوم هم توجه نکردن به برخی وقایع مهم تاریخی مثل قحطی ۱۹۱۷ بود که با توطئخ انگلیس و آمریکا ۹ میلیون ایرانی کشته شدند و این متاسفانه در سریال نبود.

از این سه ایراد که بگذریم بسیاری از خیانتهای رضاخان قلدر و محمد رضای مخلوع خیلی خوب به تصویر کشیده شده بود. فسادهای درباریون و مسئولان حکومت پهلوی و ارادتشان به اٌبلیسک گرفته تا فسادهای اخلاقی و جنسی وحشتناکشان ، غربزدگی مفرط و بی ایمانی و بی دینی ، بی توجهی به مردم و ریخت و پاشهای بیهوده ، قاچاق اجناس قیمتی و تاریخی برای دولتهایشان و…

واما مهمترین حرفی که این سریال می زد را می توان تهاجم همه جانبه و فرهنگی غربی ها به ایران بود و چه تلاشهای خستگی ناپذیری انجام دادند تا چادر از سرزنان بردارند و خانواده ها را به بهانه مردن و متجدد شدن از هم بپاشند و فرهنگ اصیل اسلامی ایرانی را نابود کنند . چه قرابت عجیبی دارد با این زمانه ما و هم اکنون که همین چادر از سر برداشتن ها این بار با ماهواره و اینترنت و … به میدان آمده اند. و به قولی جنگ تمام عیار نرم صورت می دهند. خوبیش این بود که در آن زمان سخت برخورد میکردند و ملت شریف ایران مقبلش ایستاد اما امروز حتی برخی مسئولین تلاش میکنند که بی حیایی و بی عفتی را دامن بزنند.

کلاه پهلوی مثل بقیه کارهای به اصطلاح فاخر سیما در حوزه تاریخی نکات مثبت و منفی ای داشت که باید به دست اندرکاران این سریال خسته نباشید گفت و امیدوار بود که در آینده اشکالات برطرف و نکات مثبت تقویت شود.انشالله.

مهاجر ۲۱۳

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *