بسم الله الرحمن الرحیم – نقد فا – برای اینکه در تلویزیون و آن هم سریال های مناسبتی مخاطب داشته باشی ، دو راه دارد ، یا به زبان غریزه و هجو سخن بگویی و یا به زبان مردم سخن بگویی. ما متاسفانه معمولا راه غریزه و هجو را بر می گزینیم و برای همین موفقیتها معمولا کوتاه و اقیانوسی به عمق چند سانتی متر است.

به زبان مردم سخن گفتن یعنی اینکه ببینی مردم کشورت ، چه اعتقاداتی دارند ، چه سنتهای حسنه ای دارند ، چه جور غذا می خورند ، چه جا می خوابند ، چگونه سخن می گویند و مسایل دیگری که خود می دانید. مثلا وقتی شما یک زنی را نشان می دهید که مستقل برای خودش ماشین و خانه دارد با هر مردی می خواهد معاشرت میکند چندین بار پشت سر هم ازدواج می کند و او می شود قهرمان شما معلوم است اگر مخاطب هم داشته باشد خیلی زود از یاد میرود البته زهرش را هم میریزد.

از سیروس مقدم اصلا خوشم نمی آمد. به خاطر فیلمهایش ، مخصوصا برخی فیلمهایش مثل پلیس جوان که به نظر من یک افتضاح و فاجعه است. اما پایتخت سریالی است که نزدیک است به آن چه باید به سمت آن برویم است. البته این یک شروع و تا طراز خیلی فاصله دارد ، حالا خودتان حساب کنید این سریالهایی که پشت سر هم تولید می شوند در چه وضعیتی هستند.

نکات مثبت سریال

 نزدیک بودن به زندگی مردم ایران : این شخصیتهایی که در سریال می بینیم با ما و با زندگی ما مماس هستند. در قسمتهای اول دیدید که نقی در معرض اتهام خیانت قرار گرفت. خانواده جمع شدند رفتند ریشه را پیدا کردند و خیلی زود نقی و همسرش با هم زندگی عادی را سر گرفتند. همین مسئله کوچک قالب بسیاری فیلم و سریال در طول سال است که بی جهت به این اتهامات دامن میزنند و بیش از آن که کمک کنند که جامعه از این سوءظن ها نجات پیدا کند آن را دامن میزنند. غذا خوردن های ساده ، صحبتهای ساده و مردمی و رفتارهای ساده.

احترام به پدر : احترام به پدر و مادر یکی از مهم ترین مسایلی است که دین مبین اسلام به کرات و بسیار به آن سفارش کرده است. در این فیلم احترامی که به بابا پنجعلی می گذاشتند بسیار دلنواز بود ، گرچه خیلی بالاتر از این ها هم می تواند باشد. صحنه ای در فیلم بود که کم مانده بود پدر به دره بیفتد و وقتی پدر نجات پیدا کرد در سکانس بعدی که در کامیون اتفاق می افتاد نقی ابراز محبت به پدر میکرد که خیلی زیبا بود.

۳٫  محسن تنابنده گل کاشت : فیلمنامه ای که محسن تنبانده نوشته بود به همراه گروهش و اینکه او حوادث مختلف را بیرون از آپارتمان آورده و در تمام طول مسیر ما با صحنه های مختلف همراه بودیم یک نکته مثبت فیلمنامه بود که خیلی هم بزرگ بود. خیلی نیاز داریم در فیلمها و سریالهای دیگر از این ساختمان های لعنتی بیرون بیاییم و کمی هوا بخورد این مخاطب !

۴٫ توجه به اعتقادات : بارها در فیلم اعتقادات مردمی که همیشه تاریخ یکتا پرست بوده اند و بعد از اسلام همیشه مومن و معتقد بوده اند و مردمی که انشالله از زبانشان نمی افتد و تقدیر الهی معتقد و امیدوارند را در این سریال میشد دید. مفاهیمی مثل قسمت و تقدیر و اینجور چیزها. در این مسئله هم باید مواظب بود از مرزها خارح نشد.

۵٫ گره های حقیقی : وقتی درون زندگی هر انسانی گرهی می افتد باید سعی کند ، آن را حل کند و از آن عبور کند. در این سریال بارها و بارها گره های مختلفی پیش آمد ولی همه تلاش کردند که حل کنند مسایل را و وقتی کارها حل میشد دیگر کش نمی دادند آن را.

۶٫ گویش و موسیقی : برخی به گویش شمالی که در این سریال بود اعتراض کردند. فکر نمی کنم کسی به این نوع پرداختن به گویشی مسخره کردن آن بگوید . ممکن است نزدیک به مسخره کردن بشود و این توجه فیلمنامه نویس و کارگردان را بیش از پیش برای کارهای آینده می طلبد. گروه های معترض مسایلی را مثل رقصی که در یکی از سکانس های فیلم دیدیم را مورد اشاره قرار داده بودند. این همه گویش های زیبا در این سرزمین هست که همه اش جذابیتها و زیبایی های خاص خودش را دارد . اتفاقا این نگاه مثبت سریال بود. موسیقی هم عالی بود به دلیل اینکه از موسیقی های محلی و شاید بعضا فراموش شده استفاده میشد ، نباید به این هم بسنده کرد باید کسانی که در این نوع موسیقی ها فعال هستند سعی کنند در سریال های دیگر هم با نوآوری جا باز کنند.

نکات منفی سریال

۱٫ استفاده ار نام های ائمه (ع) : چندین بار این تذکر داده شده است که نام های ائمه اطهار را اینگونه به کار نبرید. علتش هم خیلی ساده است با شنیدن این اسامی خاطراتی از فیلم و صحنه های خنده داری در ذهن مخاطب پیش می آید که خیلی قشنگ نیست و باید یک فکر اساسی برای این مسئله شود زیرا بسیار بسیار مهم است. وگرنه مطمئن باشید همین مسئله این گروه را زمین میزند !! استفاده از چادر هم در ثریا اینگونه بود.

۲٫ دوربین سیروس : در مورد فیلمبرداری سیروس مقدم صحبتهای مختلفی است این را من یک نکته منفی می بینیم البته برخی از قابها واقعا عالی است ولی برخی قابها دیگر شورش در می آید. البته این قدر آقای مقدم از این نوع فیلمبرداری استفاده کرده که کم کم دارد یک چیزهایی می شود.

۳٫ انسان های طراز : یکی از ایراد های اینگونه فیلمنامه ها این است که شخصیت ها قهرمان درشان نیست یعنی همه در یک سطحی هستند و همه چیز در مورد آن ها نسبی است. این هم یک ایرادی است که اگر رفع بشود و یک انسان طرازی در این فیلمها تعریف شود ولو از شخصیتها نباشد خیلی از مشکلات فضا سازی و اینکه یک تعالی ای در سریال بیش از این که می بینیم در می آید.

۴٫ فیلمی که لب مرز راه می رود : لب مرز راه رفتن فیلم در محتوا خیلی خطرناک است ، همین. باید سعی کرد از ژشت های روشن فکری و نماد گرایی بی جهت فاصله گرفت. سیروس خان ما خیلی مسایل رو می فهمیم ، حواستان باشد.

۵٫ محرم و نامحرم : محرم و نامحرم تقریبا در هیچکدام از سریالهای تلویزیون رعایت درستی ندارد ، منظور نوع روابط و مرز آن هاست که وظیفه حوزه در تبیین اینگونه مسایل برای فیلمسازان را نمی شود فراموش کرد ، گرچه فیلمسازان هم باید مسایل بدیهی رعایت را کنند.

در آخر باید تشکر کرد به خاطر زحمتی که این گروه کشیده اند.